alif معنی فارسی الف معنی کامل و مثالها /ä´lif/n.● الف (اولین حرف الفبای فارسی و عربی و عبری) واژههای دیگر با معنی «الف» alpha الف، اغاز، ابتدا aleph الف alpha and amega الف وياء، اغازوانجام، اول واخر back order release حواله الف (توزيع و تحويل آمادي که، غير موجود اعلام شده بوده) alpha privative الف سالبه که در سر برخي واژه هاي انگليسي، نيز در مي ايد alfa بمب آلفا، الف horizontal control operator اندازه گير بر دو سمت (توپخانه)، الف ب س book-marker نشان لاي کتاب، چوب الف bookmark نشان لاي کتاب، چوب الف. acrophony صداي حرف اول کلماتي که معرف خود ان کلمه، باشد مانند صداي a در الف(aleph).