alight (2)
معنی کامل و مثالها
/ǝ līt´/adj.
● روشن، سوزان، مشتعل، شعلهور، افروخته
● نورانی، درخشان، براق، پرنور
clow-worms had set the bushes alight
کرمهای شبتاب بوتهها را نورانی کرده بودند.
she looked at me with her eyes alight
با چشمانی براق به من نگاه کرد.