دیکشنری فارسی

alkalic

معنی فارسی

قليا قليايي

معنی کامل و مثال‌ها

/al kal´ik/adj.

(زمین‌شناسی) سنگ‌های قلیایی، وابسته به سنگ‌هایی که در آن نسبت قلیا به سیلیکا از حد معین بیشتر است

وابسته به سنگ‌هایی که در آن نسبت قلیا به آهک از حد معین کمتر است

نمکزار

وابسته به سنگ‌هایی که دارای مقدار زیادی سدیم هستند

ریشه و کاربرد

Adjective

Having the properties of an alkali, or containing an alkali; having a pH greater than 7.

ریشه

From the Arabic 'al-qaliy' meaning 'the calcined ashes' and the suffix '-ic' from Latin '-icus' meaning 'pertaining to'.

مثال

  • Soap is an alkalic substance.
  • Alkalic solutions turn litmus paper blue.
  • The soil in this area is highly alkalic.

ترکیب‌های رایج

Alkalic solution Alkalic soil Alkalic water

واژه‌های دیگر با معنی «قليا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن