دیکشنری فارسی

alkaline

UKælkəlain US'ælkə'laın

معنی فارسی

قليايي

معنی کامل و مثال‌ها

/al´kǝ lin´/adj.

● (شیمی)

● قلیایی، وابسته به قلیا، شخایی

● دارای PH بیش از هفت

● دارای قلیا، قلیادار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or containing an alkali; having a pH greater than 7 “alkaline soils derived from chalk or limestone”

واژه‌های دیگر با معنی «قليايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن