دیکشنری فارسی

all-

معنی کامل و مثال‌ها

/ôl/

● پیشوند:

● کاملا، منحصرا [all-American]

● همه ـ، دگر ـ [all-purpose]

● (زمان) همه ـ، سرتاسر ـ [all-night]

● (در ورزش) قهرمان ـ، بهترین ـ [all-conference]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن