دیکشنری فارسی

allergic

UKələːdʒik USə'lə:dʒık

معنی فارسی

وابسته به حساسيت مبتلا به آلرژي آزيري گريزان بيزار از متنفر داراي حساسيت به

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ lu_r´jik/adj.

● وابسته به حساسیت

● مبتلا به آلرژی، آزیری

● (گفتاری) گریزان، بیزار از، متنفر، دارای حساسیت به

allergic to study

بیزار از مطالعه

to be allergic to

حساسیت داشتن به

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characterized by or caused by allergy “an allergic reaction” “Pertains to noun: allergy”
  2. having an allergy or peculiar or excessive susceptibility (especially to a specific factor) “allergic children” “hypersensitive to pollen”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن