دیکشنری فارسی

alliterate

معنی فارسی

چندکلمه نزديک هم را با يک حرف اغاز کردن

اوردن کلمات با صداي مترادف

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ lit´ǝr āt´/vt., vi.

● چند واژه را با یک حرف یا یک صدا آغاز کردن، همگونی آغازین داشتن (مثلا: a sweet summer season)

تعریف انگلیسی

verb
  1. use alliteration as a form of poetry “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن