alloplasm
معنی فارسی
الوپلاسم ، دگردشته
رجوع شود به metaplasm
معنی کامل و مثالها
/al´ō plaz´ǝm, al´ǝ-/n.
● (زیستشناسی)
● الوپلاسم (نوع ویژهی پرتوپلاسم که مژکها و تاژکها از آن ناشی میشوند)، دگردشته
● رجوع شود به: metaplasm
الوپلاسم ، دگردشته
رجوع شود به metaplasm
/al´ō plaz´ǝm, al´ǝ-/n.
● (زیستشناسی)
● الوپلاسم (نوع ویژهی پرتوپلاسم که مژکها و تاژکها از آن ناشی میشوند)، دگردشته
● رجوع شود به: metaplasm
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن