دیکشنری فارسی

almighty

UKɔːlmaitiː USɔl'maıtı

معنی فارسی

قادرمطلق توانابرهمه چيز قدير

معنی کامل و مثال‌ها

/ôl mīt´ē/adj., adv.

● بانفوذ، پرقدرت، توانا بر همه چیز، جبروت، قدرتمند، پرتوان

two almighty armies clashed at Chaldoran

در چالدران دو قشون نیرومند با هم مصاف دادند.

● (از صفات خداوند) قادر مطلق، متعال، قادر، قدیر

● عظیم، شدید، فوق‌العاده زیاد، بی‌حد و حصر، بسیار

an almighty nuisance

دردسر زیاد

* the Almighty

خداوند

* the almighty dollar

(عامیانه) پول (به عنوان حلال مشکلات)

تعریف انگلیسی

noun
  1. terms referring to the Judeo-Christian God
adjective
  1. having unlimited power

مترادف‌ها

I. adjective
Omnipotent, all powerful, all sufficient.
II. noun
[With The prefixed.] The Omnipotent. See god.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن