along side معنی فارسی در پهلو در کنار (کشتي) پهلو به پهلوي تا کنار. واژههای دیگر با معنی «در پهلو» palter در پهلو سخن گفتن، زبان بازي کردن، درسخن حيله بازي کردن scissor kick پاي قيچي در شناي پهلو lateralrelationship نسبت در خط افقي از پهلو، از کناربري left handed چپ دست، واقع در سمت چپ، ويژه يا درخور دست چپ prevarication زبان بازي، حيله بازي در سخن، پيچيده گويي