دیکشنری فارسی

alongside

UKəlɔŋsaid USə'lɔŋ'saıd

معنی فارسی

درپهلو درکنار (کشتي)

معنی کامل و مثال‌ها

/-sīd´/adv., prep.

● در کنار، جنب، کنار، به کنار، به موازات، همراه با، در پهلو، پهلوی، مجاور، دوشادوش

there was a butcher shop alongside the theatre

یک مغازه‌ی قصابی مجاور تماشاخانه قرار داشت.

* alongside of

در کنار، پهلوی، مجاور

تعریف انگلیسی

adverb
  1. side by side “anchored close aboard another ship”

مترادف‌ها

adverb
(Nautical) By the side of, side by side.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن