دیکشنری فارسی

alphabet soup

معنی کامل و مثال‌ها

● (امریکا)

● نوعی سوپ که ماکارونی‌های آن به شکل حروف الفبا است

● (خودمانی) حروف اول اسامی ادارات و شرکت‌ها (که اغلب گیج‌کننده است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a confusing assortment “Roosevelt created an alphabet soup of federal agencies”
  2. soup that contains small noodles in the shape of letters of the alphabet

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن