alphard معنی فارسی فرد عنق الشجاع واژههای دیگر با معنی «فرد» azygos فرد، طاق، تک ungerade فرد atom جوهر فرد، ذره غير قابل تقسيم odd numbers اعداد فرد perissodactyl جانور فرد سم، تک سم. odd-even technique فن فرد و زوج resource person فرد مشکل گشا odd even check مقابله فرد و زوج، بررسي فرد و زوج odd parity check بررسي توازن فرد. boyar فرد اشرافي در روسيه ي تزاري، بويار، فرد اشرافي