دیکشنری فارسی

already

UKɔːlrediː USɔl'redı

معنی فارسی

پيش ازاين قبلا هم اکنون به اين زودي

معنی کامل و مثال‌ها

/ôl red´ē/adv.

از پیش، قبلا، پیش از این، از قبل، تا حالا

I had already thought of this problem

از پیش فکر این مسئله را کرده بودم.

when she arrived, the children were already in bed

وقتی وارد شد بچه‌ها دیگر در رختخواب بودند.

هم‌اکنون، همین حالا، فعلا، به نقد، به این زودی، همانگاه، همان وقت

you are already two days late

همین حالا هم دو روز دیر کرده‌اید.

I have enough headaches already

فعلا به اندازه‌ی کافی دردسر دارم.

children, that's enough already!

(عامیانه) بچه‌ها دیگر بس است‌!

ریشه و کاربرد

Adverb

Before the present time or earlier than the time expected.

ریشه

From Old English eall 'all' + rǣde 'ready'.

مثال

  • I've already seen that movie.
  • She's already left the office.
  • Are you leaving already?

ترکیب‌های رایج

Already done Already seen Already gone Already finished

مترادف‌ها

adverb
1. Even now.
2. Before that time.

واژه‌های دیگر با معنی «پيش ازاين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن