alternant
معنی فارسی
تناوبگر متناوب گونه
معنی کامل و مثالها
/ôl´tǝr nǝnt/adj., n.
● تناوبگر، متناوب
● (زبان شناسی) گونه
تناوبگر متناوب گونه
/ôl´tǝr nǝnt/adj., n.
● تناوبگر، متناوب
● (زبان شناسی) گونه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن