alternating current rectifier معنی فارسی يکسوکننده واژههای دیگر با معنی «يکسوکننده» linear rectifier يکسوکننده خطي arc rectifier يکسوکننده قوسي، يکسو کننده جيوه اي direction rectifier يکسوکننده سمتي gas-filled rectifier يکسوکننده گازي measuring rectifier يکسوکننده سنجش surface-contact rectifier يکسوکننده سطحي pool rectifier يکسوکننده مايعي، لامپ مايع rectifier efficiency بازده يکسوکننده vibrating rectifier يکسوکننده لرزشي selenium rectifier يکسوکننده سلنيمي