دیکشنری فارسی

although

UKɔːlthau US'ɔl'ðəu

معنی فارسی

اگرچه گرچه هرچند

معنی کامل و مثال‌ها

/ôl thō´/conj.

● گرچه، اگرچه، بااینکه، هرچند، با وجود آنکه (در امریکا altho هم می‌نویسند)

although he was tired he went to see his mother

با آنکه خسته بود به دیدار مادرش رفت.

Mehri kept her coat on, although it was very hot

مهری کت خود را درنیاورد هرچند که هوا خیلی گرم بود.

they take after their father, although they are not tall as he is

آنها به پدرشان رفته‌اند گو آنکه به قد بلندی او نیستند.

although I am old, hold me tightly in your arms for one night...

گرچه پیرم تو شبی سخت در آغوشم گیر...

مترادف‌ها

conjunction
Though, albeit, notwithstanding, grant that, for all that, be it so, even if, even supposing.

واژه‌های دیگر با معنی «اگرچه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن