amalgametion معنی فارسی ادغام ترکيب چند شرکت واژههای دیگر با معنی «ادغام» affrication ادغام، سرقت. horizontal integration ادغام افقي، تمرکز افقي mail merge ادغام پستي vertical integration ادغام عمودي vertical merger ادغام عمودي diphthongization ادغام اصوات. pooling ادغام (در آمار) merge sort ادغام و جور کردن sort merge جور کردن و ادغام. umlaut ادغام دو حرف صدادار، اوملات، واک آميخت