amative
معنی فارسی
عاشق دوستدار عاشقانه عاشق پيشه علاقمند بامور جنسي عشقي
معنی کامل و مثالها
/am´ǝ tiv/adj.
● حشری، عشقی، شهوتی، شهوانی
تعریف انگلیسی
adjective
- inclined toward or displaying love “feeling amorous”