دیکشنری فارسی

amative

معنی فارسی

عاشق دوستدار عاشقانه عاشق پيشه علاقمند بامور جنسي عشقي

معنی کامل و مثال‌ها

/am´ǝ tiv/adj.

● حشری، عشقی، شهوتی، شهوانی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. inclined toward or displaying love “feeling amorous”

واژه‌های دیگر با معنی «عاشق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن