ambient pressure معنی فارسی فشار محيط واژههای دیگر با معنی «فشار محيط» cassion discase تغييرات عصبي ناشي از کاهش فشار محيط، در ارتفاع بالاتر از يک يا دو اتمسفر cabin supercharger کوپروسوري براي حفظ فشار کابين بالاتر از، فشار محيط cabin blower در بعضي هواپيماها کوپروسوري براي حفظ، فشار کابين بالاتر از فشار محيط naturally aspirated engine موتور پيستوني بدون سوپر شارژر که ورود، هوا به آن تحت فشار محيط صورت ميگيرد variable-area nozzle نازل پيش برنده اي که مساحت سطح مقطع آن، براي سازگار شدن با تغيير سرعت و کارکرد، سيستم پس سوز يا تغيير فشار اتمسفر يا atmosphere هوا، کره هوا، جو atmospherically هوا، کره هوا، جو