دیکشنری فارسی

ambiversion

معنی فارسی

ميان گرايي

شخصي که هم بامور خارجي و هم بامور داخلي

توجه دارد.

معنی کامل و مثال‌ها

/am´bi vu_r´ zhǝn/n.

● (روان شناسی) میان‌گرایی (شخصیت یا حالتی که در عین حال دارای خصوصیات درون‌گرایی و برون‌گرایی است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. (psychology) a balanced disposition intermediate between extroversion and introversion

واژه‌های دیگر با معنی «ميان گرايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن