ambiversion
معنی فارسی
ميان گرايي
شخصي که هم بامور خارجي و هم بامور داخلي
توجه دارد.
معنی کامل و مثالها
/am´bi vu_r´ zhǝn/n.
● (روان شناسی) میانگرایی (شخصیت یا حالتی که در عین حال دارای خصوصیات درونگرایی و برونگرایی است)
تعریف انگلیسی
noun
- (psychology) a balanced disposition intermediate between extroversion and introversion