دیکشنری فارسی

ambulance

UKæmbjuləns US'æmbjələns

معنی فارسی

بيمارستان سيار ، نقليه بيماران يازخم خوردگان

معنی کامل و مثال‌ها

/am´byǝ lǝns/n.

● (در اصل) بیمارستان سیار

● آمبولانس، بیمار بر، وسیله‌ی نقلیه‌ی بیماران

تعریف انگلیسی

noun
  1. a vehicle that takes people to and from hospitals

واژه‌های دیگر با معنی «بيمارستان سيار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن