دیکشنری فارسی

ameer

معنی فارسی

رجوع شود به emir

امير

سلطان، حکمران

عنوان حکمروايان فاطمي در مصر

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ mir´/n.

● رجوع شود به: emir

تعریف انگلیسی

noun
  1. an independent ruler or chieftain (especially in Africa or Arabia)

واژه‌های دیگر با معنی «رجوع شود به emir»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن