دیکشنری فارسی

ameer

معنی فارسی

رجوع شود به emir

امير

سلطان، حکمران

عنوان حکمروايان فاطمي در مصر

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ mir´/n.

رجوع شود به: emir

واژه‌های دیگر با معنی «رجوع شود به emir»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن