ameliorable معنی فارسی بهترکردن اصلاح کردن چاره کردن بهترشدن اصلاح شدن واژههای دیگر با معنی «بهترکردن» ameliorate بهترکردن، اصلاح کردن، چاره کردن amended اصلاح کردن، بهترکردن amending اصلاح کردن، بهترکردن better (.adj.& adv): (صفت تفصيلي good) بهتر، خوبتر، نيکوتر