دیکشنری فارسی

amino

USə'mi:nəu

معنی فارسی

حاوي ريشه ء امين، وابسته به عامل امين.

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ mē´nō, am´i nō´/adj.

● (شیمی) وابسته به واکنش بنیان NH2 با برخی بنیان‌های آلی غیراسیدی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the radical -NH2
  2. pertaining to or containing any of a group of organic compounds of nitrogen derived from ammonia “Pertains to noun: amine (for: aminic), amine”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن