دیکشنری فارسی

ammoniac

معنی فارسی

امونياکي

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ mō´nē ak´/n.

● (شیمی) آمونیاک، آمونیاک صمغی (ماده‌ی صمغی که از ریشه‌ی برخی گیاهان به ویژه Dorema ammoniacum گرفته می‌شود)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the aromatic gum of the ammoniac plant
  2. pertaining to or containing or similar to ammonia “Pertains to noun: ammonia (for: ammoniacal), ammonia”

واژه‌های دیگر با معنی «امونياکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن