ammunition dump معنی فارسی انبار مهمات زاغه مهمات واژههای دیگر با معنی «انبار مهمات» ammunition depot انبار مهمات، محل تدارک مهمات، محل نگهداري مهمات shell room انبار مهمات ناو magazine flooding system سيستم آب فشان انبار مهمات ناو y-site نوعي محوطه انبار مهمات روباز موقت که، اطراف آن با سدهاي خاکي احاطه شده، باشد magazine مجله، انبار مهمات، مخزن field storage انبار کردن کالا در صحرا، انبار مهمات در فضاي باز، کوپه مهمات روباز magazine space محوطه زاغه مهمات، زاغه زيرزميني محل انبار مهمات x-site انبار موقت، سکوي روباز موقت براي انبار کردن مهمات inventory lot نوبه ذخيره مهمات، نوبه انبار، نوبه مهمات ذخيره شده در انبار rack space محوطه کف چيني شده انبار براي استقرار، پالتها يا جعبه هاي مهمات