amoral
UKeimɔrəl
USeı'mɔ:rəl
معنی فارسی
غيراخلاقي
معنی کامل و مثالها
/ā môr´ǝl/adj.
● نه اخلاقی و نه غیر اخلاقی، ناوابسته به اخلاقیات
● فاقد حس مسئولیت اخلاقی، ناتوان از تشخیص نیک و بد، بی توجه به اخلاقیات، غیر اخلاقی
clever, amoral politicians
سیاست بازان زرنگ و بی توجه به اخلاقیات
he believes that amorality is worse than immorality
او معتقد است که بیتوجهی به اخلاقیات از فساد اخلاقی بدتر است.