دیکشنری فارسی

amoral

UKeimɔrəl USeı'mɔ:rəl

معنی فارسی

غيراخلاقي

معنی کامل و مثال‌ها

/ā môr´ǝl/adj.

● نه اخلاقی و نه غیر اخلاقی، ناوابسته به اخلاقیات

● فاقد حس مسئولیت اخلاقی، ناتوان از تشخیص نیک و بد، بی توجه به اخلاقیات، غیر اخلاقی

clever, amoral politicians

سیاست بازان زرنگ و بی توجه به اخلاقیات

he believes that amorality is worse than immorality

او معتقد است که بی‌توجهی به اخلاقیات از فساد اخلاقی بدتر است.

واژه‌های دیگر با معنی «غيراخلاقي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن