amphibolic معنی فارسی داراي ايهام مبهم واژههای دیگر با معنی «داراي ايهام» amphibole داراي ايهام، مبهم، نامفهوم equivocatory مبني برايهام، داراي ايهام، دوپهلو equivocal داراي دومعني، داراي ايهام، دوپهلو ambiguous مشکوک تاروشن، مبهم، داراي ايهام unclearness مشکوک تاروشن، مبهم، داراي ايهام multivocal داراي چندين معني، ايهام دار، چند پهلو