دیکشنری فارسی

amplifier

UKæmplifaiər US'æmplə'faıə

معنی فارسی

بسط دهنده افزاينده توسعه دهنده نيرو افزا

معنی کامل و مثال‌ها

/am´plǝ fī´ǝr/n.

● تقویت کننده، فزون‌ساز، افزاینده

● (الکترونیک) بلندگو، نیروافزا، بزرگ‌ساز، فزون‌ساز

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'amplify' + '-er'. First known use in 1546.

مثال

  • The amplifier boosted the sound of the guitar.
  • The signal was weak, so we used an amplifier.
  • The amplifier is a key component of the sound system.

ترکیب‌های رایج

Sound amplifier Signal amplifier Guitar amplifier

تعریف انگلیسی

noun
  1. electronic equipment that increases strength of signals passing through it

واژه‌های دیگر با معنی «بسط دهنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن