ampullaceous
معنی فارسی
آمپول شکل آمپول مانند کيسه مانند کيسک مانند متسع
معنی کامل و مثالها
/am´pǝ lā´shǝs/adj.
● آمپول شکل، آمپول مانند
● کیسه مانند، کیسک مانند، متسع
آمپول شکل آمپول مانند کيسه مانند کيسک مانند متسع
/am´pǝ lā´shǝs/adj.
● آمپول شکل، آمپول مانند
● کیسه مانند، کیسک مانند، متسع
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن