دیکشنری فارسی

amputee

UKæmpjuːtiː US'æmpjə'ti:

معنی فارسی

مقطوع العضو

معنی کامل و مثال‌ها

/am´pyōō tē´/n.

● (جراحی) کسی که عضوی از بدنش قطع شده است

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who has had a limb removed by amputation

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن