دیکشنری فارسی

an acute observer

معنی فارسی

بيننده تيز نظر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن