دیکشنری فارسی

an ovoviviparous animal

معنی فارسی

جانوري که دردرون شکم تخم مي گذاردوبچه

خودرادرهمانجا ازتخم بيرون مي آورد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن