دیکشنری فارسی

anachronic

معنی فارسی

داراي غلط تاريخي

نابهنگام ، بيمورد (از نظر تاريخ وقوع).

تعریف انگلیسی

adjective
  1. chronologically misplaced “English public schools are anachronistic”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن