دیکشنری فارسی

anachronism

UKənækrənizəm USə'nækrə'nızəm

معنی فارسی

بيموردي ، اشتباه تاريجي

(درتاريخ نويسي)

اشتباه در ترتيب حقيقيوقايع و ظهور اشخاص

نابهنگامي

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ nak´rǝ niz´ǝm/n.

● (تاریخ نویسی و ذکر تاریخ رویدادها) دادن تاریخ عوضی، انتساب رویداد به زمانی قبل از زمان واقعی، نابهنجاری تاریخی

he has recorded historical events anachronistically

او واقعیات تاریخی را پس و پیش ذکر کرده است.

● نابهنگام، غیرتاریخی

showing Rustam with a gun is an anachronism

نشان دادن رستم با هفت تیر یک جابجایی در تاریخ است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. something located at a time when it could not have existed or occurred
  2. an artifact that belongs to another time
  3. a person who seems to be displaced in time; who belongs to another age

مترادف‌ها

noun
Misdate.

واژه‌های دیگر با معنی «بيموردي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن