analog
UKænəlɔgtʃænl
US'ænə'lɔg
معنی فارسی
آنالوگ قياسي
معنی کامل و مثالها
/an´ǝ lôg´/adj., n.
● (وابسته به روش سنجشی که درآن یک عامل مثلا صدا یا حرارت بر حسب عامل دیگری مثلا ولتاژ برق سنجیده میشود - وابسته به تبدیل موج صدا یا برق به شیار روی صفحهی گرامافون و غیره) قیاسی، تشابهی، آنالوگ، فراسنج، فراسنجگر، قیاسگر، همسان
● وابسته به کامپیوتر فراسنجگر (قیاسی)
● (در مورد صفحهی ساعت و غیره) عقربهدار، غیررقمی، مانسته (در مقابل رقمی: digital)
● رجوع شود به: analogue
تعریف انگلیسی
adjective
- something having the property of being analogous to something else
- of a circuit or device having an output that is proportional to the input “analogue device” “linear amplifier”