دیکشنری فارسی

analog

UKænəlɔgtʃænl US'ænə'lɔg

معنی فارسی

آنالوگ قياسي

معنی کامل و مثال‌ها

/an´ǝ lôg´/adj., n.

● (وابسته به روش سنجشی که درآن یک عامل مثلا صدا یا حرارت بر حسب عامل دیگری مثلا ولتاژ برق سنجیده می‌شود - وابسته به تبدیل موج صدا یا برق به شیار روی صفحه‌ی گرامافون و غیره) قیاسی، تشابهی، آنالوگ، فراسنج، فراسنجگر، قیاسگر، همسان

● وابسته به کامپیوتر فراسنجگر (قیاسی)

● (در مورد صفحه‌ی ساعت و غیره) عقربه‌دار، غیررقمی، مانسته (در مقابل رقمی: digital)

● رجوع شود به: analogue

تعریف انگلیسی

adjective
  1. something having the property of being analogous to something else
  2. of a circuit or device having an output that is proportional to the input “analogue device” “linear amplifier”

واژه‌های دیگر با معنی «آنالوگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن