ancorage معنی فارسی قلاب مهار گيره انتهايي لنگرگاه واژههای دیگر با معنی «قلاب» takle قلاب، چنگک، به قلاب آويزان کردن grapnel قلاب، چنگک، چنگک کشتي گير uncus قلاب، چنگ، چنگک iron fork قلاب hamulus قلاب چه، قلاب کوچک، قلاب. sling dog تک قلاب slingshot قلاب سنگ، مانور اتومبيل عقبتر براي عبور از اتومبيل، جلو با استفاده از کاهش فشار هوا sling سنگ قلاب، قلاب سنگ، فلاخن tow hooks قلاب کشش، قلاب يدک کش drag-hook قلاب کشش، قلاب عايق