دیکشنری فارسی

anesthesia

UKəniːsθiːziə US'ænıs'θi:ʒə

معنی فارسی

بيهوشي بي حسي هوش بري

معنی کامل و مثال‌ها

/an´es thē´zhǝ/n.

(پزشکی)

بیهوشی، هوشبری، بی حس سازی

local anesthesia

هوشبری موضعی

general anesthesia

هوشبری عمومی

بی حسی کامل یا نسبی در اثر بیماری

واژه‌های دیگر با معنی «بيهوشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن