دیکشنری فارسی

angle (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/aŋ´gǝl/vi.

● (با قلاب) ماهی گرفتن

● (برای به دست آوردن چیزی) حیله زدن، طرح ریختن

he angled for her attention

برای جلب توجه آن خانم متوسل به حیله شد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن