animism
US'ænə'mızəm
معنی فارسی
اعتقاد به اينکه روح اصل و اساس زندگي است
معنی کامل و مثالها
/an´i miz´ǝm/n.
● (فلسفه)
● (این باور: زندگی توسط نیروهای روحانی که از ماده مجزا میباشند ایجاد شده) روح گرایی
prehistoric religions were little more than animism
مذاهب انسانهای ماقبل تاریخ چیزی جز روحگرایی نبود.
● (این باور: کلیهی پدیدههای طبیعی دارای روح هستند) رواندارگرایی
● (اعتقاد به وجود ارواح و اجنه و شیاطین و غیره) روح باوری
Fatemeh Khanom is an animist
فاطمه خانم به ارواح اعتقاد دارد.
تعریف انگلیسی
noun
- the doctrine that all natural objects and the universe itself have souls “animism is common among primitive peoples”