دیکشنری فارسی

animus

UKæniməs US'ænıməs

معنی فارسی

غرض

معنی کامل و مثال‌ها

/an´ǝ mǝs/n.

انگیزه، منظور

دشمنی، غرض، عداوت، کین، کینه

the boss had an animus against him

رئیس اداره نسبت به او غرض داشت.

(روان‌شناسی - مکتب کارل یونگ) نرینه روان (مقایسه شود با مادینه روان: anima)

مترادف‌ها

noun
[Lat.]
1. Hostile feeling, malice, partisan feeling, intention, purpose, aim.
2. Disposition, spirit, temper, general tone, tone of mind.

واژه‌های دیگر با معنی «غرض»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن