anneal
معنی فارسی
آهسته سرد کردن (پس از دوباره گرم کردن)
معنی کامل و مثالها
/ǝ nēl´/vt.
● (مهجور) در کوره پختن یا لعاب دادن (مثلا در کوزه گری)، بازپخت کردن
● (شیشه و فلزات و غیره) گرم کردن و به آهستگی سرد کردن (برای کم کردن زود شکنی)، تفتن، تابکاری کردن
annealed iron
آهن تفته
● (اراده و شخصیت و غیره) تقویت کردن، محکم کردن
مترادفها
verb active
Temper (as glass, by slow cooling), toughen.