دیکشنری فارسی

anneal

معنی فارسی

آهسته سرد کردن (پس از دوباره گرم کردن)

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ nēl´/vt.

(مهجور) در کوره پختن یا لعاب دادن (مثلا در کوزه گری)، بازپخت کردن

(شیشه و فلزات و غیره) گرم کردن و به آهستگی سرد کردن (برای کم کردن زود شکنی)، تفتن، تابکاری کردن

annealed iron

آهن تفته

(اراده و شخصیت و غیره) تقویت کردن، محکم کردن

مترادف‌ها

verb active
Temper (as glass, by slow cooling), toughen.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن