دیکشنری فارسی

anomie or anomy

معنی کامل و مثال‌ها

/an´ǝ mē/n.

● نبودن هدف یا عزت نفس یا ارزش‌های اخلاقی در فرد یا اجتماع، بی سامانی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن