antalgic معنی فارسی آرام کننده درد نشان تسکين دهنده واژههای دیگر با معنی «آرام کننده» anodyne آرام کننده، درد نشان، تسکين دهنده assuasive آرام کننده، نشاننده، ساکت کننده baffle platform کف آرام کننده stilling basin حوضچه آرام کننده transpacific عبور کننده از اقيانوس آرام، وابسته به آن سوي اقيانوس آرام neuroleptic داروي آرامبخش، آرام کننده mitigative کم کننده، سبک سازنده، تخفيف دهنده