دیکشنری فارسی

antedate

معنی فارسی

تاريخ پيش از وقوع ، پيشتر بودن از ،

پيش از تاريخ حقيقي تاريخ گذاشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/an´ti dāt´/n., vt.

دارای تاریخ گذشته کردن، به تاریخ گذشته نوشتن

to antedate a check

چک را به تاریخ گذشته نوشتن

پیش از چیز دیگری روی دادن، جلوتر بودن، مقدم بودن

Egyptian ruins antedate Greek ruins by thousands of years

خرابه‌های مصر مربوط به چند هزار سال پیش از خرابه‌های یونان است.

(زمان چیزی را) جلو آوردن

let us antedate the meeting from the tenth to the fifth of Khordad

بیایید تاریخ جلسه را از دهم به پنجم خرداد جلو بیاندازیم.

(قدیمی) پیش بینی کردن

تاریخ غلط، تاریخی که رویداد را قبل از زمان واقعی آن نشان می‌دهد

تعریف انگلیسی

verb
  1. be earlier in time; go back further “Stone tools precede bronze tools” “Verb Frames:” “Something ----s something”
  2. establish something as being earlier relative to something else “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
1. Date before the true time, date back, date earlier than the fact.
2. Anticipate, forestall, foretaste, experience beforehand.

واژه‌های دیگر با معنی «تاريخ پيش از وقوع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن