دیکشنری فارسی

anthelmintic

معنی فارسی

کرم کش دافع کرم (روده) داروي کرم کش

معنی کامل و مثال‌ها

/ant´hel min´tik/adj., n.

(داروسازی) کرم کش، داروی کرم انداز

مترادف‌ها

noun
Vermifuge, helminthagogue.

واژه‌های دیگر با معنی «کرم کش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن