anthelmintic
معنی فارسی
کرم کش دافع کرم (روده) داروي کرم کش
معنی کامل و مثالها
/ant´hel min´tik/adj., n.
● (داروسازی) کرم کش، داروی کرم انداز
مترادفها
noun
Vermifuge, helminthagogue.
کرم کش دافع کرم (روده) داروي کرم کش
/ant´hel min´tik/adj., n.
● (داروسازی) کرم کش، داروی کرم انداز
noun
Vermifuge, helminthagogue.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن