دیکشنری فارسی

anti-

معنی فارسی

کلمه ايست بمعناي مخالف و ضد که با کلمات ديگر ترکيب

ميشود

معنی کامل و مثال‌ها

/an´tī´, -tē, -ti, -tǝ/

● پیشوند: ضد، پاد، مخالف، روبرو، مقابل [antilabor و antidote و antislavery]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن