anti-matter معنی فارسی ضد ماده واژههای دیگر با معنی «ضد ماده» anticorrosive paint ماده ضد زنگ antiset ماده ضد ته نشين، ماده ضد غليظ شدن و بستن مواد، ماده سيال کننده abhesive ماده ضد چسبندگي antiperspirant دارو يا ماده ي ضد عرق، بوبر BHT بي اچ تي (ماده ي ضد اکسيد شدن که سفيد، است به فرمول 2CH3C6H2OH [3 anti-infective -1 ضد عفونت -2 ماده اي که عفونت را از بين ميبرد antimatter پاد ماده، ضد ماده antitoxin مايه ضد زهر، ماده ضد سم، پاد زهر oxime ماده اوکسيم، ماده ضد اثر عامل عصبي شيميايي sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي