دیکشنری فارسی

anticholinergic

معنی فارسی

خنثي کننده ي اثر استيل کولين، پادزهره کنش

داروي پادزهره کنش

معنی کامل و مثال‌ها

/an´tī kō´lin u_r´jik/adj., n.

● (فیزیولژی) خنثی کننده‌ی اثر استیل کولین، پادزهره کنش

● (داروسازی) داروی پادزهره کنش (مانند آتروپین)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a substance that opposes or blocks the action of acetylcholine
  2. inhibiting or blocking the action of acetylcholine at a receptor site “anticholinergic drugs”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن